تبليغاتX
-+-نسیم شمال-+-
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387
تناقض!!!

بازم کامران نجف زاده و گزارش های سوزناکش

 

20:30  گزارش فوت یه معلم رو نشون داد که برای نجات جان دانش آموزش جان خودش رو فدا کرد...

ماجرا این طوری اتفاق می افته که معلم وقتی می بینه میله ی فلزی دروازه ی فوتبال داره رو سر "علی" می افته  ، برای کمک به اون می ره و میله به سر خودش آوار می شه و بعد از چند روز فوت می شه.

آره ... داستان خیلی ناراحت کننده است و نجف زاده بار احساسی اون رو صد برابر می کنه ... اما یادش می ره وسط های گزارش از استاندارد نبودن وسایل ورزشی و ناپایداری اون ها بگه .

بخش خبری ساعت 10 ، خبری از خرابی مدارس عراق بعد از حمله ی امریکا رو پخش می کنه و گزارشگر از نبود امکانات می نالد!!!

 

 

پ ن 1: قضاوتش با خودتان...

پ ن 2: من چرا دیشب این همه اخبار دیدم؟!

نوشته شده توسط نسیم در 12:3 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387
؟!!!!

 

حیف که الان تصمیم گرفتم تنها باشم

وگرنه به همه ی اونایی که بهترین لحظه های عمرم ، ‏‏‏‏‏ بودن در کنارشون بوده ، می گفتم:

 " باز دلم گریه ی تنهایی می خواد"

 

پ ن: نمی دونم تا کی می تونم تحمل کنم... اما من صبرم زیاده ... مگه نه؟!!

نوشته شده توسط نسیم در 10:40 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
مادربزرگ

 

 

سال ها از روزی که رفتی می گذرد.

اردیبهشت ماه عاشقانه هایت بود و چه زیبا برایم از عشق می گفتی.

اردیبهشت با همه ی زیبایی هاش نبودنت رو یادآور می شه .... نبودنی که سال هاست با منه.

اردیبهشت یادآور خاطرات توست .... خاطراتی که با نبودنت هر روز جان می گیرند و دیگر روز تازه تر می شوند.

 

بهشت را باور دارم چون می دانم بوی تو را خواهد داشت ...

 

 

نوشته شده توسط نسیم در 8:45 | | لینک به این مطلب
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387
تنهایی

 

در رو رو خودم می بندم

دیگه تنها نیستم

من هستم  و تنهایی هام

نوشته شده توسط نسیم در 23:13 | | لینک به این مطلب
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387
خدا کند که ببارد!

 

 

جایی که زندگی می کنم به هوای عالی و سرسبزی معروفه و تمام سال پذیرای مسافران عزیز است!... جایی که زندگی می کنم بارون هاش معروفه و همون مسافرای محترم به عشق بارونش میان شمال... جایی که زندگی می کنم محصولات کشاورزی معروفی داره که اصلی ترین اون ها برنجه... بماند که ما ازین خاک حاصلخیز شایسته و بایسته استفاده نمی کنیم و جالبه که هلند نصف شمال ما هم نمی شه  اما کل صادرات کشورش از گل تامین می شه و تازشم آب و هوای اینجا رو هم نداره...

حالا تو این خطه ی سرسبز کشاورز ها به مشکل کم آبی (شاید بهتره بگم بی آبی ) برخوردند.خنده دار نیست؟ شمال و کم آبی؟

چند ماه پیش به نقل از مسئولان: به لطف خدا و باران و برف تمامی سد های کشور آبگیری شدند.

و حال همون مسئولان: سد ها فقط 3/1 آب دارند.

راستی سدهای ما نشتی دارن؟ چه سوراخی می تونه در عرض 2-3 ماه آب سد ها از نصف هم کمتر کنه؟

 

پ ن1: نماز بارن می خوانند و دعا می کنند شاید که ببارد... اما انگار خدا قهرش گرفته؟!

پ ن2:شما هم دعا کنید زود نشتی سد ها پیدا بشن!!!

پ ن3:ببار ای نم نم باران

         زمین خشک را تر کن

         سرود زندگی سر کن

 

نوشته شده توسط نسیم در 9:52 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387
و...
و عشق تعبیر خواب دیشب بود...

 

پ ن: راستی تو بیداری هم هستی؟

نوشته شده توسط نسیم در 12:18 | | لینک به این مطلب