تبليغاتX
-+-نسیم شمال-+-
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387
برای چه؟

کاش در شب میلادم خدا به خواب رفته بود
..


پ ن 1: سال ها از روز تولدم گذشت... هنوز هم نمی دانم برای چه آمدم ...
پ ن 2: این روز ها میزبان دوست و برادری هستم که برایم امید و شادی  بسیار به همراه داشت ... قدمت گرامی
نوشته شده توسط نسیم در 1:19 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
بابا دست از سر ما بردارید !!!

انگار این اخبار 20:30  قرار نیست دست از سر ما برداره :

 

"زنی 49 ساله در اورژانس بیمارستانی در امریکا در حالی که یک روز منتظر تخت خالی بود ، جلوی چشم پرستاران و پزشکان جان داد . تصویر پخش شده از مرگ این بیمار باعث رسوایی بیمارستان شد. "

گوینده ی خبر با لحنی که به مسخره کردن شباهت داشت گفت: گفته می شود که 6 نفر از کادر بیمارستان اخراج شدند !!!

 

حتما از آمار پذیرش در بیمارستان های ایران خبر ندارند که جان را به پول حفظ می کنند و شاید تصویری ثبت نمی شود که باعث رسوایی شود.

 

19 نفر زیر آوار بر اثر سهل انگاری و اشتباه جان باختند و  گفته نشد  کسی اخراج شده و فقط خبر از بازداشت مقصران که همه می دونیم آخرش به کجا ختم می شه ...

 

پ ن : خوشبختانه خبری از نجف زاده نبود !!!!
نوشته شده توسط نسیم در 21:24 | | لینک به این مطلب
سه شنبه چهارم تیر 1387
تو بخند
می گن خندیدن و مردن هیچ ربطی به هم نداره ... اما تو بخند تا من برات بمیرم

پ ن ۱: بانوی مهر و ترانه  روزت مبارک

نوشته شده توسط نسیم در 9:47 | | لینک به این مطلب
شنبه یکم تیر 1387
تحجر

مسافرت با اتوبوس رو دوست ندارم  به خاطر شلوغیش و اینکه چیزایی می بینم که بد فرم می ره رو اعصابم ....اما این بار مجبور شدم ...

 

 

به مدد این مسافرت چند روزه با یه واقعیت تلخ روبرو شدم که فکر می کردم دیگه وجود نداره:

کنار صندلی ما یه خانواده ی 5 نفری با دو پسر و یه دختر 7-6 ساله بودند  ... خانواده ی مذهبی ای بودن این رو می شد از ظاهر بچه ها هم فهمید...دخترک چادر به سر کنار برادر نشسته بود که پدر با تشر گفت: " چند بار بهت بگم چادرت رو درست سرت کن "... راستش چشام گرد شد ... فکر می کردم دارم اشتباه می کنم که چندد دقیقه بعد پدر رو مادر گفت : " بیارش پیش خودت و چادرش رودرست کن " !!!

دخترک معصوم با شرم خاصی چادرش رو درست کرد... دخترک سنی نداشت که چادر برایش حجاب محسوب بشه ... حتما اون هم مثل همسالانش دوست داشت مو هاشو خرگوشی ببنده و یا مثل چل گیس قصه ها موهاشو ببافه ...

درسته که چادر به عنوان یه حجاب برتر معرفی شده اما دخترک کوچک تر از آن بود که حجاب برایش معنا داشته باشه .. 

پ ن 1: دخترک نباید بر اساس درک و شعورش انتخاب کنه که چی بپوشه؟؟

پ ن 2: فکر می کردم دوره ی این طور تحجر ها سر اومده

پ ن 3: دیگه با اتوبوس مسافرت نمی کنمممم

نوشته شده توسط نسیم در 10:42 | | لینک به این مطلب