تبليغاتX
-+-نسیم شمال-+-
جمعه سی ام اسفند 1387
عیدانه

1:

همیشه آخر های سال به چیزایی فکر می کردم که تو اون سال به دست می آوردم . نمی خواستم  تلخیه چیزایی که از دست می دادم خوشی سال نو رو ازم بگیره . به داشته هام --حتی کم--  دلخوش بودم. اما امسال چیزی ، کسی و شاید حسی رو از دست دادم که جای هیچ دلخوشی ای نذاشته .

نمی دونم چند هزار بار خواستم که دیگه به این قضیه فکر نکنم ... تو می دونی؟!!!

2:

خاتمی انصراف داد ... هنوز تو گیجی این خبرم ... سید حق داشتی اما ما چی؟

3:

هنوز نوشتن باهام غریبی می کنه ... کاش می تونستم بیشتر بنویسم.

 

پ ن:

...
نوشته شده توسط نسیم در 2:12 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و چهارم اسفند 1387
ندارد!!!!

همیشه گفتن  نقطه سر خط . اما می خوام از ادامه ی همون خط شروع کنم . چون مطمئنم اشتباه نکردم .  می خوام از اول این راه رو دوباره برم .

تو این چند وقت نبودم و اگر کمک های دوستان نبود ....

از نیما ، نرگس   ، فرزانه داوودی ، صدرا ، فاطمه ی عزیز ، فرزانه  رحیمی و ... ممنونم که همیشه بودن.

از همه ی اونایی که با کامنت هاشون به من محبت کردند هم ممنونم .

 

 

پ ن 1:

*: فکر می کنی کی این وضع درست می شه ؟

**: آبجی بهت قول می دم که درست شه .

*: مثل همیشه ؟!!!!!

**: نه این دفعه قولم قوله . به بابا هم قول دادم . قول می دم که دیگه بدقولی نکنم.

 

پ ن 2: من هنوزم بهت ایمان دارم . دردسر وقتی شروع میشه که به حال خودت تاسف بخوری .

نوشته شده توسط نسیم در 0:33 | | لینک به این مطلب