تبليغاتX
-+-نسیم شمال-+-
شنبه سی ام خرداد 1388
سکوتم از رضایت نیست

 

1- اینجا خبری نیست جز شهادت دوستان ، شهادت واژه ی غریبی بود برای نسل ما ... چه صبورانه می گرییم در رثای شهیدان این روزها ...

اینجا خبری نیست جز بازداشت تو ، شکنجه ی تو ...

اینجا خبرهای خوش نمی رسد... اصلا بگو این روزها خبر خوشی جز حضور تو که نادیده می گیرنش خبری دیگر هم هست؟

اینجا دلخوشیم به حضور تو و دل نگران

بمان

اینجا خبری نیست جز احضار اعضای فعال ستادهای سبز مان ... خبری نیست جز توهین و فحش و بازداشت ...

اینجا منتظریم؛ در شهری که سکوت مان ، نگاه سرد آن ها را عصبی تر می کند... اینجا آنها همه جا دنبال ما هستند ... اینجا برای هر کدام از ما "ماموری"ست تا ساکتمان کنند .

اینجا نمی توانیم هم صدا با شما "الله اکبر" بگوییم... اینجا ... لعنت بر اینجا 

در ماورای این زندگی

صداهایی به گوش می رسد

صدای کشیده شدن جنازه ی من توسط تو

نمی دوانم چه اصراری داری

که می خواهی مرا به ابدیت پیوند دهی

 

2- دوست عزیزی برای دلداریم می گفت  صبر کن ؛  ...

اما چطور ؟ فکر 4 سال آینده را چه کنیم؟ تمام این 4 سال رویایمان حذف او بود و چه راحت بازی بُرده ی ما را ، بازنده اعلام کردند.

 

3- خودت خوب می دانی رای سبز ما نام سیاه تو نبود ... 

 

پ ن1: چقدر این روزها به تو افتخار می کنم... من ایرانی ام

پ ن 2: آقای نبوی عزیز یادت همیشه سبز ... اینجا را از دست ندهید

پ ن ۳:...

نوشته شده توسط نسیم در 12:38 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388
رای من کجاست؟

نمی دونم چطوری باید شروع کنم .... اوضاع وحشتناکی شده .

کسی نمی دونه چه بر سر ما اومده؟ چرا صدامون در نمی آد ؟ چرا کسی برای قطع SMS این چند روز و اوضاع بد ارتباطی اعتراضی نمی کنه؟ چرا یادمون رفته که به ما قول دادن از حق مون و ظلمی که به ما میشه دفاع می کنن؟ چرا کتک می خوریم و دم نمی زنیم ؟ چرا دوستمون کشته میشه و دم نمی زنیم؟ چرا به شعورمون توهین میشه و ما خفه خون گرفتیم؟  چرا اگر فریادی می کشیم اما کسی نمی شنوه؟ چرا سکوت تلخمون به جایی نمی رسه؟

ما را چه شده؟ کسی نمی دونه؟

حال ما خوب نیست، این رو  حتما باور می کنی


یه برگ رای تمام سهم ما از دموکراسی بود و این حق چه راحت توسط رهبری "وتو" شد... چه راحت آرای ما و نظر ما نادیده گرفته شد.

حالا باید 4 سال تحمل کنیم ؟ 4 سال مردی رو تحمل کنیم که با لبخندش اشک ما را در آوَرَد و دروغ ها و آمار های الکی اش را به خورد ما بدهد؟

می خواستیم پرچمون رو پس بگیریم ، نمی دونستیم که پرچم سبزمون رو هم لگد مال می کنه ...  

می گویند الله مع الصابرین ، خدایا صبر تا کی ؟

 


پ ن 1: این نوشته رو از دست ندین، حق با شماست آقای مهاجرانی

پ ن2: اینجا نت به زور کار می کنه ، اکثر سایت ها فیلتر شده ، ما سکوت می کنیم !!!! اینجا من هیچ راه ارتباطی ندارم جز باز شده گاه به گاه Messenger  و گاهاً بلاگفا

پ ن 3: ...

نوشته شده توسط نسیم در 9:47 | | لینک به این مطلب
جمعه بیست و دوم خرداد 1388
ما سرخوشان عشق ...

1:نمی دونم دقیقا از کی وارد بازی سبز شدم و چند روز از این همه فعالیت و استرس و ستاد بازی می گذره؟...

 با همه ی حرف و حدیث ها اما همچنان سبز موندم ؛ چرا که به حامی مردی هستم که چیز می گوید اما دروغ نمی گوید ، چیز می گوید اما تهمت نمی زند ، چیز می گوید اما مرد است و ناموس کسی را دست مایه ی منافع خود نمی کند، چیز می گوید اما کسی نتوانست به سادگی و صبوری اش خرده بگیرد، چیز می گوید  اما احدی نتوانست در فساد های مالی او را شریک کند ، و در آخر چیز می گوید اما ادب مرد به از دولت اوست ... 

2: فردا چه خواهد شد ، نمی دانم !

کاش همه جا سبز بشه و شاید هم سفید ؛ کاش دیگه این رنگی که هست نباشه 

3:این چند وقت ، وقت نشد بیام بلاگفا ،اونقدر درگیر خبرها بودم که بلاگفا فراموشم شده بود ،  از همه ی کامنت های سبزتون ممنون

 

 

پ ن 1: چقدر این روز های انتخابات به خستگی و البته امید گذشت ، فکر نمی کردم بتونم اینقدرا دووم بیارم ... اما وقتی تنهایی بود و خودم بازم هم تو بودی ....

پ ن 2: ....

نوشته شده توسط نسیم در 0:20 | | لینک به این مطلب
دوشنبه چهارم خرداد 1388
...

1:تو اگر مانده باشی
تو اگر در خانه باشی
من فقط به خانه تو آمدم
تا بگویم
آواز را شنیدم
تمام راه
از تو می خواستم
مرا باور كنی
كه ساده هستم
تو رفته بودی
اكنون گفتم
كه تو هستی
تو اگر نبودی
نمی دانستم
كه می توانم
باران را در غیبت تو
دوست بدارم

 

2: سر همان کوچه سبز
که می رسد به انتظار
من ایستاده ام هنوز
به خاطر بسپار 

ایران دارد سبز می شود ... تو چه رنگی هستی ؟

 

 

پ ن: مثل همیشه ...

...

نوشته شده توسط نسیم در 1:29 | | لینک به این مطلب