همیشه وقتی همه چی خوب پیش می ره نگران می شم ،چون مطمئنم یه جای کار می لنگه و حتما یک اتفاق بد خواهد افتاد. خب این دفعه هم مثل همیشه .این "مثل همیشه" را به هر چه بچسبانی بی سبب تلخ خواهد شد.
بگذریم ... دلتنگی ها که همیشه هست اما لحظه های خوش نه
لحظه هایی که با دوستان جدیدی گذشت ... چه حس خوبیست پیدا کردن دوستان خوب و گذراندن ساعت ها کنار آن ها ...کاش دوباره این جمع صمیمی کنار هم باشند!
محیا با سرزندگی و شادی اش ، حسین با حرف (بحث )های جذابش ، ثمین با آرامش و سکوتش و وحید با همه ی خاطرات زیبایش ؛ برایم خاطره ساز شدند ... خاطره ی روز خوش ِ در کنار هم بودن
و جای خالی تو ...
پ ن1: سفر یه شعر ِ ... سفر یه قصه است
پ ن2: دلم گرفت وقتی فهمیدم تو چند قدم از من دوری فقط... گفته بودم که به من نیامده دلتنگت نباشم ... مثل همیشه

*:کاش این عکس رو نشونم نمی دادی ، دلم برا دستات تنگ شده :((
قرار نبود به زودی فراموش کنی همه چی رو ... حتی این عکس رو
پ ن: آدما به قدر خاطره هاشون زنده اند!!!!!! آیا؟؟؟؟
فقط همین یه بار !!!!

پ ن1: بدشانسی "بد" موقع "بد" جا بودنه ...
پ ن 2: ...

