سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388
اینم ازین روزها !!!
1:
و درد
که این بار پیش از زخم آمده بود
آنقدر در خانه ماند
که برادرم* شد
با چروک پرده ها
با چروک پیشانی دیوار کنار آمدیم
و تن دادیم
به تیک تاک عقربه هایی
که تکه تکه مان کردند
پس زندگی همین قدر بود؟
انگشت اشاره ای به دور دست؟
برفی که سال ها
بیاید و نشیند؟
...
پس روزهایمان همین قدر بود؟
2: اوضاع سیاست هم واسه خودش جالبه ها... اینکه شیخ پیر چه اصراری داره برای موندن رو هنوز تفهمیدم... تجربه ی 4 سال پیش برامون بس نبود؟
3: روزهای کشدار و دل زده ی اردیبهشت از هیچ تلاشی برای نابودی من فروگذار نمی کنه!!!! روزهایی که فقط باید گذراند بی کتاب ، بی فیلم ، بی نوشتن. حوصله نیست برای هیچ کدام.... بهانه ای را کم دارم.
پ ن1: باران هم دست از سرمان بر نمی دارد!!!
پ ن 2: اینم شد قهرمانی آخه؟!
پ ن3: آخرش نفهمیدم اینجا جای حرف خصوصی هست یا نه !!! پس فعلا (...)
نوشته شده توسط نسیم در 1:14 | | لینک به این مطلب

