1- اینجا خبری نیست جز شهادت دوستان ، شهادت واژه ی غریبی بود برای نسل ما ... چه صبورانه می گرییم در رثای شهیدان این روزها ...
اینجا خبری نیست جز بازداشت تو ، شکنجه ی تو ...
اینجا خبرهای خوش نمی رسد... اصلا بگو این روزها خبر خوشی جز حضور تو که نادیده می گیرنش خبری دیگر هم هست؟
اینجا دلخوشیم به حضور تو و دل نگران
بمان
اینجا خبری نیست جز احضار اعضای فعال ستادهای سبز مان ... خبری نیست جز توهین و فحش و بازداشت ...
اینجا منتظریم؛ در شهری که سکوت مان ، نگاه سرد آن ها را عصبی تر می کند... اینجا آنها همه جا دنبال ما هستند ... اینجا برای هر کدام از ما "ماموری"ست تا ساکتمان کنند .
اینجا نمی توانیم هم صدا با شما "الله اکبر" بگوییم... اینجا ... لعنت بر اینجا
در ماورای این زندگی
صداهایی به گوش می رسد
صدای کشیده شدن جنازه ی من توسط تو
نمی دوانم چه اصراری داری
که می خواهی مرا به ابدیت پیوند دهی
2- دوست عزیزی برای دلداریم می گفت صبر کن ؛ ...
اما چطور ؟ فکر 4 سال آینده را چه کنیم؟ تمام این 4 سال رویایمان حذف او بود و چه راحت بازی بُرده ی ما را ، بازنده اعلام کردند.
3- خودت خوب می دانی رای سبز ما نام سیاه تو نبود ...
پ ن1: چقدر این روزها به تو افتخار می کنم... من ایرانی ام
پ ن 2: آقای نبوی عزیز یادت همیشه سبز ... اینجا را از دست ندهید
پ ن ۳:...

